مرتضى مطهرى

558

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نظير اين جريان را ما در موضوع حركت اجتماعى منتقدانه و معترضانهء ابوذر غفارى نسبت به جباران زمان خودش مىبينيم . ابوذر نسبت به تبعيضها و حيف و ميل‌ها و ظلم و جورها و بيدادگرىهاى زمان سخت معترض بود تا آنجا كه تبعيدها كشيد و رنجهاى جانكاه متحمل شد و آخرالامر در تبعيدگاه و در تنهايى و غربت از دنيا رفت . گروهى از مستشرقين اين پرسش را طرح كرده‌اند كه محرك ابوذر كى بوده است ؟ اين گروه در پى جستجوى عاملى از خارج دنياى اسلام براى تحريك ابوذر هستند . جرج جرداق مسيحى در كتاب الامام علىّ صوت العدالة الانسانية مىگويد : من تعجب مىكنم از اين اشخاص ؛ درست مثل اين است كه شخصى را در كنار رودخانه يا لب دريا ببينيم و آنگاه بينديشيم كه اين شخص ظرف خويش را از كدام بركه پر كرده است ؛ در جستجوى بركه‌اى براى توجيه ظرف آب او باشيم و رودخانه يا دريا را نديده بگيريم . ابوذر جز اسلام از كدام منبع ديگرى مىتوانسته است الهام بگيرد ؟ كدام منبع به قدر اسلام مىتواند الهام بخش ابوذرها باشد ؟ . عين آن جريان را در موضوع عرفان مىبينيم . مستشرقين در جستجوى منبعى غير از اسلام هستند كه الهام بخش معنويتهاى عرفانى باشد ، و اين درياى عظيم را ناديده مىگيرند . آيا مىتوانيم همهء اين منابع را اعم از قرآن و حديث و خطبه و احتجاج و دعا و سيره انكار كنيم براى آنكه فرضيهء بعضى از مستشرقين و دنباله روهاى شرقى آنها درست درآيد ؟ ! . خوشبختانه اخيراً افرادى مانند نيكلسون انگليسى و ماسينيون فرانسوى كه مطالعات وسيعى در عرفان اسلامى دارند و مورد قبول همه هستند ، صريحاً اعتراف دارند كه منبع اصلى عرفان اسلامى قرآن و سنت است . با نقل جمله‌هايى از نيكلسون اين بحث را پايان مىدهيم . وى مىگويد : « در قرآن مىبينيم كه مىگويد : « خدا نور آسمانها و زمين است » « 1 » ، « او اولين و آخرين مىباشد » « 2 » ، « هيچ خدايى غير او نيست » « 3 » ، « همه چيز به

--> ( 1 ) . اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ( نور / 35 ) . ( 2 ) . هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ ( حديد / 3 ) . ( 3 ) . لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ( بقره / 163 ) .